
فکرش را بکن ....
من برای دختری قصه میگویم
که هیچگاه کسی برای قصه های دخترانه ام راوی نشد ...!
من بر موهای مواج دختری شانه میزنم
اصلا یاد ندارم شانه کشیذن دستان مادرانه ای را ....
من برای رویاهای دخترانه فرزندم
لاک های قرمز میزنم
و به چشمان پر از شیطنتش عینک افتابی
و بجای کتانی به پای ارزوهایش صندل میکنم و برای آینده اش کلاه حصیری بزرگی میگیرم ....
تا دل به دل دنیای دختر بودنش بدهم
تا حسرت های داشته ام را ارضا کنم با رویای فرزندم ....
کاش میدونستی چی میگم ......ما را در سایت کاش میدونستی چی میگم ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 69